السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
217
تفسير الميزان ( فارسي )
نخواهند ، اين نظام كون است كه مىبينيم جز پيرو آراء حقه نيست ، و ذرهاى بخاطر دلخواه هواپرستان از نظم خود صرفنظر نمىكند ، آرى اگر حق دنبال هواهاى اين و آن را مىگرفت آسمانها و زمين فاسد مىشدند . * ( « قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ » ) * گويا مراد از يكسان نبودن « خبيث » و « طيب » ( پليد و پاك ) اين است كه پاك بهتر از پليد است ، و چون گفتن اين حرف مثل گفتن : آنچه در جوى مىرود آب است ، مىباشد ، از اين رو بايد گفت جمله مبنى بر كنايه است ، به اين بيان كه مقام و منزلت پاك به حسب طبع اولى و اقتضاى فطريش از ناپاك بالاتر است ، بطورى كه اگر عكس آن فرض شود و ناپاك براى بعضى از عوارض بهتر از پاك گردد لازمه اش اين است كه نخست مدارج كمال را يكى پس از ديگرى بپيمايد تا به حد خوبى پاك رسيده و محاذى و برابر او قرار بگيرد تا خوب شود ، سپس از آن درجه هم بالاتر رفته و ما فوق خوبى پاك قرار بگيرد ، تا خوبتر از پاك شود . بنا بر اين براى نفى اين مطلب گفتن اينكه : خبيث و طيب يكسان نيستند ، در انكار بهترى خبيث ابلغ و رساتر است ، از اينجا نيز معلوم مىشود براى چه نكته اى خبيث جلوتر از طيب ذكر شده است ، سياق كلام در اين آيه بيان اين جهت است كه زيادى و كثرت خبيث آن را از طيب بهتر نمىكند ، و چون در مقام بيان اين جهت است ، بايد اول خبيث را ذكر كند ، و بفرمايد : بد مانند خوب نيست اگر چه خيلى هم زياد باشد ، و اما اگر در چنين مقامى بفرمايد : طيب مانند خبيث نيست ، بايد دنبالش فرموده باشد : و لو طيب خيلى هم كمتر از خبيث باشد ، ( دقت بفرمائيد ) . اين را هم بايد دانست كه پاكى و پليدى به هر معنايى كه باشد دو وصف حقيقى و دو واقعيت خارجى هستند براى اشياء ، مانند طعام پاك و ناپاك ، و زمين پاك و ناپاك و امثال آن ، خداى تعالى هم آن دو را در امور مادى و واقعيتهاى خارجى به كار برده و مىفرمايد : « وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه وَالَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً » « 1 » و نيز در باره روزى پاك فرموده : « وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ » « 2 » و اگر گاهى ديده مىشود كه اين دو كلمه در امور وضعى و اعتباريات قرار دادى به كار مىرود و مثلا گفته مىشود : حكم طيب يا خبيث ،
--> ( 1 ) و زمين پاك و پربركت بيرون مىآيد گياهش باذن پروردگارش و اما زمينى كه ناپاك و شوره زار است جز گياه بى فائده از آن نمىرويد . سوره اعراف آيه 58 . ( 2 ) سوره اعراف آيه 32 .